تبليغاتX
پژوهش های بنیادین آیین دادرسی مدنی
ز دانش چو جان ترا مایه نیست ** به از خامشی هیچ پیرایه نیست

حسن محسنی

 

امروز پس از ۶ ماه پژوهش و تحقیق در دانشگاه سوربن، موسسۀ آندره تنک، مرکز پژوهش های عدالت و دادرسی، در ساعت ۹ صبح حسب وقت قبلی به محضر پروفسور لوییک کادیه، استاد راهنمای فرانسوی تز دورۀ دکترای خود در مرکز پژوهش های عدالت و دادرسی رسیدم. پروفسور مانند همیشه سر وقت در اتاق خودش بودند و به گرمی مرا پذیرفتند. پس از اندکی گفتگو، فورا به آخرین بررسی های پلان تزم مشغول شدیم و در مورد ساختار آیندۀ تز و مطالبی که در آن خواهد آمد به گفتگو بیشتر نشستیم. ایشان بر اساس منابعی که در این مدت زیر نظر وی مطالعه کرده بودم کلیت بخش نخست پلان را تایید کردند اما بحث ها در مورد بخش دوم آن همچنان باقی بود. پس از نیم ساعت تبادل نظر و کسب نظرات ایشان در مورد نقش حقوق بنیادین در تضمین همکاری طرفین و دادرس در ادارۀ جریان دادرسی که موضوع این بخش از رساله است به نتایج قابل اعتماد و جالبی رسیدیم. اختلاف نظر در این بود که من قصد داشتم پس از این که از همکاری طرفین و دادرس در ادارۀ چریان دادرسی، که شامل رسیدگی و دعوا می شود، سخن گفتم بر خلاف قصد باطنی، در بخش دوم تز به نقش اصل تقابلی بودن دادرسی و اصل بی طرفی در این همکاری توجه کنم. استاد در مورد اصل تقابل حرفی نداشتند ولی در مورد اصل دیگر نظرشان بر این بود که این اصل از اوصاف هر قاضی است و اگر چه نمی توان استقلال قاضی را مفروض دانست ولی همواره فرض بر بی طرف بودن دادرس است؛ امری که به قول ایشان نظر ارسطو است. وانگهی استاد همچنین در مورد رد این فرض در مورد استقلال قاضی از من می پرسیدند : آیا قضات شاغل در زمان حزب نازی مستقل بودند ؟ که پاسخ من منفی بود حال آن که ایشان بر اساس دلایلی استدلال می کردند که حتی این دادرسان هم در رسیدگی خود بی طرفانه عمل می کردند. از سوی دیگر، استاد مرا به سمتی رهنمایی می کردند که به قول ایشان فایدۀ بیشتری برای دادرسی در ایران خواهد داشت - یعنی ساده سازی، غیر مادی کردن، و معقول و متعارف کردن و قراردادی کردن آیین دادرسی در کنار رعایت مهلت معقول و متعارف. بدین ترتیب، پیشنهاد استاد این بود که بخش دوم را باید به طور کلی میان کارایی و منصفانه بودن دادرسی مدنی در راستای اصل همکاری طرفین و دادرس تقسیم نمود و در منصفانه کردن این همکاری به اصل تقابلی بودن دادرسی پرداخت.

این توضیحات به همراه بسیاری مطالب پس از یک ساعت و اندی گفتگو مرا مجاب ساخت و تصمیم گرفتم به روشی که ایشان می فرمایند در بخش دوم تز عمل کنم.

چند دقیقه ای هم از گفتگوی ما به یادآوری خاطراتم در پاریس و کمک های استاد و به ویژه بسیاری از دوستان ایرانی مانند آقای رضا ممدوحی، نامزد دکترای روابط بین الملل در سوربن و فرانسوی مانند آقای بنژامن روتیه، نامزد دکترای حقوق آیین های دادرسی در همان دانشگاه، گذشت.

 استاد در پایان افتخار دادند و عضویت اینجانب در موسسۀ قانونگذاری تطبیقی و مرکز دیکه یا مرکز حقوق آیین های دادرسی را پیشنهاد نمودند که بنده نیز با کمال میل و اشتیاق و افتخار آن را پذیرفتم به امید آن که بتوانم گامی برای کشورم بردارم.

در این جا بایسته است از رییس دانشکده، آقای دکتر عباس کریمی به پاس محبت های بی کرانشان، از استاد محترم آقای دکتر کاتوزیان، استاد راهنمای تز دکتری ام به خاطر راهنمایی های ارزنده ای که ارزانی داشتند و آقای دکتر مجید غمامی برای پشت گرمی هایی که هیچ گاه از بنده دریغ نکردند، چه در ایران و چه در پاریس، و از آقای پروفسور کادیه برای همه چیز تشکر کنم.

موسسۀ قانونگذاری تطبیقی

http://www.legiscompare.com/

مرکز دیکه ( حقوق آیین های دادرسی )

http://www.dike.fr/

پیوند عضویت

 http://www.dike.fr/spip.php?article112

نوشته های مرتبط

 http://hmohseni.blogfa.com/post-148.aspx

http://hmohseni.blogfa.com/post-247.aspx

 http://hmohseni.blogfa.com/post-249.aspx


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/10ساعت 11:50    حسن محسنی   | 

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 0:13    حسن محسنی   |